21آذر نود هشت

نیمچه یار  پاشده اومده  از دیروز ساعت ۲ توراه بود  و امروز رسیده ساعت ۱۱ و ۴۰ دقیقه رسیده    رفته خونه مادرش و هنوز ندیدمش  .خب بی عرضه یا زن نگیر یا اگه زن میگیری   اینقد شیر مادرتو نخور پس ....

گفتم برا ناهار بیا اینجا گفت نه دستتون درد نکنه   گفتم اوکی  و تو دلم گفتم بشین تا تو این سه روز  حتی یبار تعارفت کنم چه برسه به دعوت   برو گمشو خونه همون مادرت شیرتو بخور 

نظرات 2 + ارسال نظر
ناشناس 1398/09/23 ساعت 01:36

عجب جایی رو برای درد دل های خودت انتخاب کردی
سخته کسی حرف ِآدمو نفهمه
بعضی وقتها به نظرم ادما به کسایی احتیاج دارن که حرفشونو بشنوه بدون اینکه قضاوت کنن

آشنایی پس؟

ملت بلاگ 1398/09/21 ساعت 16:53 https://is.gd/WWVPbg

سرویس وبلاگدهی ملت بلاگ برای ساخت وبلاگ رایگان فارسی برای حمایت از زبان شیرین پارسی در پهنای اینترنت پا به عرصه نهاد و امید بتوان گامی هر چند کوچک برای اثر بخشی زبان پارسی در جهانیان انجام داد.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد